کاش می دانستی
و تو محکوم به حبس ابدی
وعدالت ستم معتدلی است
که درون رگ قانون جاری است...
۱-در پست قبلی وبلاگ در باره مسائل اجتماعی بی نظم گفتم.این پست هم ادبی است هم اجتماعی و انگار سالهاست که هنوز قانون برای پول گرفتن از مردم به قوت خودش باقی است ولی برای انجام کاره یچ قانون عملی وجود ندارد...امروز هم مثل پادشاهان گذشته ایران نظام مالیتی با جدیت تمام به کار مردم رسیدگی میکند ولی...
هنگام پول گرفتن آب برق تلفن گاز بنزین جریمه و عوارض ماموران کارشان را دقیق و سر ساعت با نظم خاصی انجام میدهند ولی وقتی صحبت از خدمت به مردم میشود فقط در حد حرف باقی میماند و انگار سوراخ هایی برای قایم شدن مسئولین از قبل تعبیه شده که هنگام مشکل به آن پناه مبرند...!
۲-شاید شما هم تا به حال طرح کد گذاری لباس را شنیده باشید و در دلتان به این طرح پوز خندی زده باشید که واقعا میشود لباسی را که میپوشیم کد گذاری شود آن هم برای جلو گیری از فساد؟!!واقعا جالب است که اگر لباس کد دار نپوشی از طریق قانونی با شما و فروشنده که دیگر نام (قاچاقچی) دارد برخورد خواهد شد این هم یکی از طرح های مبارزه با فساد دولت 70 میلیونی!!!
۳- راستی بحث از دولت شد بد نیست از کلیپی که تازه به روی موبایل ها رفته بگم که سخنان احمدی نژاد قبل از به قدرت رسید را نمایش میدهد...
(انتخابات سوم تیر/ شبکه۲/گفتگوی ویژه خبری)من اینجا عین سخنان احمدی نژاد را
می آورم...!!:
"واقعا مشکل مردم ما الان شکل موی بچه های ماست!!؟بچه ها دوست دارند موهاشون رو
هر جوری بزارن به من و تو چه ربطی داره!؟
من و تو باید به مسائل اساسی کشور برسیم.
دولت باید بیاد اقتصاد کشور رو سامان بده، فضای کشور رو آرامش ببخشه،امنیت روانی! درست کنه،پشتیبانی کنه ازمردم.
مردم سلائق گوناگون دارن.با سنت های مختلف اقوام مختلف تیپ های مختلف. دولت خدمتگزار همه است!
چرا مردم رو کوچیک میکنید؟یعنی واقعا مردم رو اینقدر کوچیک میکنیم که الان واقعا مشکل مهم جوانهای ما اینه که مدل موشون رو چه جوری بزارن، و دولت هم نمیذاره!!!!!
شان دولت اینه؟ شان مردم اینه؟این توهین به مردم ماست!چرا مردم رو دست کم میگیریم؟یعنی الان مشکل کشور ما اینه که مثلا دختر ما فلان لباس رو پوشید!!؟"
و چه عوام فریبانه سر مردم را با پنبه بریدند فوقع ما وقع...بعد از این برخورد درد ناک ماموری نیروی انتظامی با دختری که میخواهند به زور سوار ماشین گشت کنند و او مظلومانه جیغ میکشد و از مردم کمک میخواهد...صحنه تکان دهنده ایست!!
۴-در پست قبلی در مورد طرح برخورد با فرزندان ایران گفتم و وقتی در وبلاگهای دیگر مطالبی در این باره دیدم که مورد توجه بسیاری از شاعران و جامعه هنری کشور قرار گرفته بسیار خوشحال شدم به نظر بنده اگر بدبینانه ترین آمار را بگویم حدود 8۸۵% مردم ایران با این طرح ننگین مخالف هستند و صلب آزادی نسبی که در ایران برای همه وجود دارد را بر نمیتابند...
۵-داستان کوتاه پست مدرن در ایران زمانی آغاز شد که صادق هدایت با ترجمه های آثار نویسندگان مطرح و ذوق خودش معماری پست مدرنیستی غرب را در غالب داستان به جامعه عرضه کرد ولی متاسفانه در سالهای پس از انقلاب این روند(داستان پست مدرن) با مشکلاتی همراه بود که مهمترین آنها عدم صدور مجوز چاپ و نشر از سوی وزارت ارشاد بود.این امر باعث شد که داستان نویسان ما گاها به کشورهای خارج کوچ کنند و در ایران هم اگر بودند به صورت زیر زمینی با چاپ محدود آثارشان را در اختیار علاقه مندان قرار دهند.
و این ضربه بزرگی بود برای جامعه نویسنگان پست مدرن ایران که هم اکنون هم شاهد هستیم با برخوردهایی که با نویسنگان ما میشود فرهنگ داستان نویسی ایرانی و بعضا ترجمه به نابودی کشیده خواهد شد...
و اما شعر این پست هم تقدیم به مریم عزیزم و همه دختران ایران...
برق از سرم پرید زمان را نگاه کن!
با یک گواش، بوم دلم را سیاه کن
نقاش نیستی که بدانی چه می کشی!
جان رضا کمی تو بیا اشتباه کن
در کوچه هستم و به خیابان رسیده ام
گاهی نگاه سرد به این کوره راه کن!
شرمنده واقعا چه خیال مزخرفی!!
گفتم بیا و چند دقیقه گناه کن
انگار که همیشه کنار همیم و / باز
آغوش تنگ و گرم خودت را پناه کن
یک لحظه روی مبل کنارم بشین/ولی
اینبار صاف توی نگاهم نگاه کن
یک چشم مانده پاک،چه بی غل و غش/ بیا
این چشم را گواه به این دادگاه کن
لبخند می زنم به تو از روی دلخوشی
مریم تو هم بیا به رضا قاه قاه کن!
